Advertisements Close

 

زندگي زيباست اي زيباپسند

 




farhad - amjady

farhad  amjady

مشاهده پروفایل

!-- begin of gohardasht.com profile every where source code-- language=java src=https://www.gohardasht.com/gohardasht.asp?username=gohargan&th=5.png/ !-- end of gohardasht.com profile evry where source code --


: آدرس وبلاگ من
gohar.gegli.com


: آدرس صفحه گوهردشت من 

gegli.com/gohargan

 






ارزش

جنگ بود و جبهه نا آرام. گلوله ها مثل باران فرود می آمدند. یکی از سربازها دوست مجروحش رو دید که در باتلاق افتاده بود. او لحظه به لحظه پائین تر می رفت و با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. سرباز به مافوقش گفت اجازه بدید برای نجاتش کاری کنم. و جواب شنید که : اون در حال مرگه ، چرا می خوای بیخودی جونت رو به خطر بندازی؟ فکر می کنی ارزشش رو داشته باشه؟ چشم های سرباز برقی زد و گفت بله قربان ارزشش رو داره. و سریع به سمت باتلاق رفت. با تلاش زیاد و به طرز معجزه آسائی دوستش رو از باتلاق بیرون کشید. وقتی اونو عقب آورد ، امدادگر معاینه اش کرد و گفت : تموم کرده. افسر فرمانده با صدائی غم آلود گفت : ارزشش رو نداشت ، چرا جونت رو به خطر انداختی؟ سرباز لبخند تلخی زد و پاسخ داد : ارزشش رو داشت قربان. آخه وقتی بهش رسیدم هنوز زنده بود و امید به زندگی توی چشم هاش موج می زد. و بهم گفت : می دونستم برای نجاتم می آی. عزیز دلم خوب که دقت کنی می بینی که : خیلی ها چشم امید شون به ماست. و باید کاری براشون بکنیم. اگه هر کس فقط دست یک نفر رو می گرفت. اونوقت ...


نوشته شده توسط farhad در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ساعت 2:21:19 PM


آخرین مطالب


ارزش




فلسفه بافی ماندن در چاه




روزگار غريبي است اري




اگر از زنگي خسته شدهايد حتما اين مطلب را مطالعه نماييد




نمایش سایر مطالب قبلی


: آمار وبلاگ

1866
بازدید

1 بازدید امروز

2 بازدید دیروز

14 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements


 




Powered by MainSystem